تبليغاتX
بهشت گمشده
اجتماعی - سیاسی - فرهنگی
يك سال گذشت! چه زود گذشت! بعد از يك سال دوباره برگشتم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 12:28  توسط heaven  | 

بوی عیدی، بوی اسکناس تا نخورده ،یاد عیدی گرفتنها و به دست صاحب خونه نگاه کردن که کی عیدی مون رو میده و ما بذاریم توی کیف نویی که خریدیم و با بچه های دیگه بریم گوشه اتاق بشینیم و هی بشمریم و براش نقشه بکشیم.

 امسال چقدر زود درختها شکوفه کردن،بیشتر درختها یه عالمه گل دادن .چقدر تکاپوی مردم زیباست،تلاش برای نو شدن و بهاری شدن . واقعا چه فصلی این بهار، حس سبز شدن و شادابی داره ولی یه غم قشنگی هم توش هست که آدم به استقبال این غم هم میره، نمیدونم غم چی، شاید خاطرات خوب و بد یکسال گذشته ....

قدم به قدم تو گاری دست فروشها و جلوی مغازه ها ماهی و سبزه و سمنو چیده شده، انواع سفره ۷سین و تنگ بزرگ و کوچیک ماهی ،

بچه هایی که بالاسر این ماهی ها ایستادن و از نگاه کردن به اونها سیر نمیشن و هراز گاهی انگشتاشون تو آب میزنن و موقع خرید رنگ و اندازه ماهی و خودشون باید انتخاب کنن .

واقعا بوی بهار میاد، بوی زندگی میاد، بوی عشق و امید و جوونه زدن، بوی ساختن، بوی خوب ساختن زیبا ساختن، خوب دیدن و زیبا دیدن. بوی قشنگی ها و سبزی ها .

واقعا حال و هوای بهار  امسال سبزتر به نظر مياد. آخه امسال اولین عید اولین سال ازدواجه، اولین عید متاهلي. حسش قابل وصف نیست. حس میکنم پارسال عید بزرگترین و ارزشمندترین عیدی رو خدا بهم داد. خدا کنه قدر این عیدی رو بدونم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 9:11  توسط heaven  | 

خیلی وقت بود که این دور و ورا نیومده بودم. امروز بعد از مدتها دوباره سری به بهشت گمشده زدم. چند تا پیام از طرف دوستان قدیمی! فقط خدا میدونه چرا حال و حوصله این طفل معصوم وبلاگ بیچاره رو نداشتم. به هر حال تنها جمله ای که الان به ذهنم میرسه همینه: 

من دغدغه دارم که این روزها در سرزمینی زندگی می کنم که در آن دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 8:0  توسط heaven  | 

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید که در قافله مان

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

دکتر زهرا رهنورد

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 13:25  توسط heaven  | 

دیشب چهار شنبه سوری بود . مراسمی که ریشه در آیین و فرهنگ کهن ما ایرانیان داره . اینم قدیمی ترین نقاشی موجود از چهارشنبه سوری. این نقاشی بر روی دیوار و در عمارت چهل ستون اصفهان قرار دارد که در دوره صفویه کشیده شده است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 8:35  توسط heaven  | 

یه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره
یه نفر یه لقمه نون هم برا فردا نداره


یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون ، گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا میخواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره


یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره

یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره

یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره

یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره

یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
یکی انقد دیده که میل تماشا نداره

یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره

یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره

یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره

یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس
یکی هم برای گرمای دساش "ها" نداره

دخترک می گه خدا چرا ما ... مادرش می گه
عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره

یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره

یکی آزمایش نوشتن واسش ،‌اما نمی ره
می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره

بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل
مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره

یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
پس دیگه نیازی به شبهای یلدا نداره

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره

خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده
همه چی دست اونه ، ‌ربطی به شعرا نداره

آدما از یه جا اومدن ، همه میرن به یه جا
اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره



+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 8:57  توسط heaven  | 

یلدای بچه های محنت زده کوچه پس کوچه های نداری نه از جنس یلدایی است که مجریان خوش خنده تلویزیون کنار آتش و آجیل و میوه های درشت آبدار به تصویر می کشند. یلدای آنها دستهای خالی پدری است بیمار و زحمتکش که از شدت شرم تا دیرترین ساعات به خانه نمی رود تا مبادا نگاه دخترش، پسرش و حتی همسرش آویزان نگاهش شود که بابا پس هندوانه امشب کجاست؟ آجیل شیرین و شور یلدایمان کجاست؟

یلدا شاهد مردان و زنانی است که دستهایشان خالی است و جز چشمهای پنهان گریسته و دستهای خالی و خجالتی بیصدا، چیزی برای بردن به خانه در طولانی ترین شب سال ندارند و کدام طولانی ترین شب سال؟ برای آنها تمام شبها یلداست.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 9:21  توسط heaven  | 

امروز  ۱۴ آذر  است. ۲۸ سال پیش در همین روز و تقریبا در همین ساعت یک نفر پا به این جهان گذاشت. جهانی که هیچ شناختی نسبت به آن نداشت. امروز سالگرد تولد من است. نمیدانم چرا همیشه در این روز حال عجیبی به من دست میدهد. شادی و ناراحتی توأم. به هر حال یک سال دیگر پیر شدم. به امید روزهای آینده و جشن تولد  آینده!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 11:35  توسط heaven  | 

چند وقت بود که اصلا حال و حوصله به روز کردن و سر زدن به وبلاگم رو نداشتم اما بعد از یک سفر چند روزه و تقریبا مفرح امروز دوباره بر روی ایکون اینترنت اکسپلورر کلیک کردم و بعد از چند روز چشممان به جمال بهشت گمشده روشن شد.

امروز ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام گرفته است تا یه جورایی روز پاسداشت نیک سرشتی انسان و پاکی و صداقت هم باشد. یاد اون روزها واقعا بخیر!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:7  توسط heaven  | 

هادی ساعی تکواندو کار ایرانی با غلبه بر حریف ایتالیایی خود ، تنها مدال طلای کاروان ورزشی ایران در المپیک پکن را بدست آورد. هادی ساعی توانست در یک رقابت نفس گیر بر حریف ایتالیایی خود غلبه کند.

گفتنی است علاوه بر مدال طلای هادی ساعی (عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران) کاروان ورزشی ایرای تاکنون 1مدال برنز نیز بدست آورده است.

محمد علی آبادی رئیس سازمان ورزش ایران باید خود را به نوعی مدیون هادی ساعی بداند اکنون او می تواند خود را پشت مدال طلای هادی ساعی مخفی کند و آنرا برای خود موفقیتی تلقی نماید چون با این مدال طلا ایران از رده ۸۰ به رده ۴۷ ارتقا پیدا کرد. هرچند نباید با این تک مدال طلا عملکرد ضعیف ورزش ایران در المپیک را از یاد برد 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 9:33  توسط heaven  |